تبليغاتX
امام خمینی (ره) و بهائیت

د- خطرات بدست گرفتن حکومت پهلوی توسط بهائیان

 

1-سخنرانی مورخ 18 شهریور1342در مسجد اعظم قم:

امام خمینی با اشاره به نقشه و توطئه بهائیان برای ترور ناصرالدین شاه در سال 126 ه.ق در حالیکه وی عازم نیاوران بود؛ فرمودند:

 

""...اینها عمال اسرائیل در ایران ؛ هرجا انگشت می گذاری می بینی که یکی ازاینهاست. مراکز حساس ؛ مراکز خطرناک؛ والله ,مراکز خطرناک برای تاج این آقا . ملتفت نیستند اینها. اینها(مقصود بهائیها)آنها بودند که در شمیران تهران توطئه کردند ناصرالدین شاه را بکشند؛ مملکت ایران را قبضه کنند . شما تاریخ را نگاه کنید.تاریخ که می دانید . در نیاوران توطئه کردند. در نیاوران چند نفر(بهائی) رفتند ناصرالدین شاه را ترور کنند .ترور ناصرالدین شاه توسط بهائیانو یک عده(بهائی)هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند.اینها(بهائیان)حکومت را از خودشان می دانند. اینها در کتابهایشان نوشته اند؛ در مقالاتشان نوشته اند؛ حکومت مال ماست.باید یک سلطنت جدید (بهائی)به وجود آوریم؛ یک حکومت جدید (بهائی)به وجود آوریم؛ حکومت عدل (حکومت بیت العدل).همینهائی که یک همچو سو نظرها و سوء نیتهائی را دارند؛ ازدربار گرفته تا آن آخر مملکت ؛ از این اشخاص(بهائی)آنجا موجودند......""

 

امام خمینی (ره)سپس به خطر نفوذ بهائیان اشاره نموده و اظهار داشتند:

 

""...آقا بترسید از اینها(بهائیان و عمال صهیونیسم)؛ یک جانورهائی اند اینها. در یک وزارتخانه موجود است . من انگشت رویش گذاشتم پیش یکی از وزرا. گفت اینطور نیست. بعد شاهد برایش فرستادم که با سند نوشته بود که این جوری (بهائی )است. الان هم موجود است و من اسم کثیفش را نمی برم. در وزارتخانه موجود است . در ارتش موجود است . خوب ؛ ای ارتش محترم ! توی دهن اینها بزن . تو مسلمانی . صاحب منصبان ارتش ؛ خوب بسیارشان مردم خوبی هستند.......""

                                                                 صحیفه نور –جلد 1- ص389  

نوشته شده توسط ر.صادق در 6 |  لینک ثابت   • 

ج-تاثیر پذیری انقلاب سفید شاهانه از تعلیمات بهائیت

 

- امام خمینی در سخنرانی مفصل خود بمناسبت فرارسیدن عاشورای حسینی در تاریخ 13 خرداد در 1342در جمع کثیری از مردم عزادار درمدرسه فیضیه قم ایراد نمودندبه شرح مصائبی که از ناحیه حکومت شاه بر مردم وارد شده پرداختند. در قسمتی از این بیانات تحت عنوان " شاه تحت تاثیر بهائیها "فرمودند:

"" ...آقا یک حقایقی در کار است. من باز سرم دارد درد می گیردیک حقایقی در کار است . شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهائیها مراجعه کنید. در آنجا می نویسد :تساوی حقوق زن ومرد؛ رای عبدالبها است؛ آقایان از او تبعیت می کنند. آقای شاه هم نفهمیده می رود بالای آنجا می گوید . تساوی حقوق زن ومرد. آقا ! این را به توتزریق کرده اند که بگویند بهائی هستی ؛ که من بگویم کافر است؛ نکن اینطور ؛ بدبخت ! نکن اینطور . تعلیم اجباری عمومی نظامی کردن زن ؛ رای عبدالبها است . آقا تقویمش موجود است ؛ ببنید ! شاه ندیده این را ؟ اگر ندیده مواخذه کند از آنهائی که دیده اند و به این بیچاره تزریق کرده اند اینها را بگو ........ مملکت ما ؛ دین ما؛ در معرض خطر است ........""

                                                               صحیفه نور –جلد 1- صفحه 247

 

2-11اردیبهشت 1342در گفتگو با علی نخعی:

 

"" .....مگر ما چه کرده بودیم که مستحق قلع و قمع علیل النفسهائی امثال ایشان باشیم ؟

 

ما موقعی که یقین پیدا کردیم که محافل لامذهب بهائیهای یهودی الاصل ایران و امریکا اراده

 

دارند در خواست تساوی حقوق زن و مرد را آلت تجاوز به حریم مذهب رسمی این مملکت قرار

 

دهند و دین اسلام را که موجب بقای استقلال ظاهری این ملک و ملت است ؛ تضعیف کنند ؛

 

دوستانه نامه هائی برای این دولت نوشتیم که مواظب باشند........""

 

نوشته شده توسط ر.صادق در 23 |  لینک ثابت   • 

ب- زمینه سازی برای نفوذ بهائیان از طریق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی

 

1-    تلگراف امام خمینی به اسداله علم (نخست وزیر وقت)مورخ 15 آبان 1341:

 

"....اگرگمان کردید با زور چند روزه ؛ قرآن کریم را درعرض اوستای زرتشت ؛ انجیل و بعضی کتب ضاله (بهائیت) قرار داده و به خیال از رسمیت انداختن قرآن کریم ...... افتاده اید و کهنه پرستی را می خواهید تجدید کنید ؛ بسیار در اشتباه هستید . اگر گمان کردید با تصویبنامه غلط و مخالف قانون  اساسی میشود پایه های قانون اساسی را که ضامن ملیت و استقلال مملکت است ؛ سست کرده و راه را برای دشمنان خائن به اسلام و ایران باز کرد ؛ بسیار در خطا هستید   ""

 

2-    بیانات مورخ 2 آذر 1341 خطاب به بازاریان تهران:

"... این قانونی را که میخواهند در مملکت شیوع بدهند ؛ درحزب آقای علم طرح شده ؛ و آقای علم بدانند که مردم از پای نمی نشینند تا لایحه لغو شود ؛ و پس از تشکیل مجلس نیز ساکت نخواهند نشست....... دولت ؛ خوب است وظیفه خود را بداند ؛ ما زیر یک مشت کلیمی که خود را به صورت  بهائی در آورده اند پایمال ننماید . ما به همان نحو که درروزنامه ها تصویب لایحه را نوشتند ؛ می خواهیم لغو آن را هم درج کنند......                   (صحیفه نور – جلد 1- ص 103)

3- سخنرانی مورخ 9 آذر در حضور جمعی از اهالی تهران:

"....حالا دست دراز کرده اند به قران و نوامیس مسلمین . استان های این کشور را که باید مسلمانان حفظ و اداره نمایند . اینها می خواستند با تصویب لایحه های انجمن های ایالتی و ولایتی و الغای شرط اسلام از رای دهنده و انتخاب شونده ؛ مقدرات مسلمین را به دست غیر مسلمانان مانند یهودیهای بهائی  بسپارند. اگر استان های این کشور به دست غیر مسلمان بیفتد چه بسا ممکن است از حلقوم خبیث آنان صدایی غیر از اسلام شنیده شود و آن روز است که خطرهای بزرگی متوجه می شود ؛ نه تنها اسلام و قرآن حفظ نخواهد شد ؛ بلکه تمام حیثیات شما خواهد رفت . اقتصادیات  ؛ بازار ؛ ذخایر مملکت ؛ همه و همه خواهد رفت . ای مومنین بیدار باشید . اجانب به فکر از بین بردن ایران و کشور مسلمین افتاده اند . جزقرآن مانعی نمی بینند ..........مردم را متوجه کنید تا به دولت بگویند : ما حاضر نیستیم استان های این کشور تحت تصرف بهائی نما های یهود در آید . آگاه باشید خطر بزرگ و تکلیف مهم است . قرآن و دیانت اسلام بر مردم حقها دارد.

                                                               (صحیفه نور – جلد 1- ص 104)

 

نوشته شده توسط ر.صادق در 11 |  لینک ثابت   •