الف- ارتباط و پیوند اسرائیل و بهائیت از نگاه امام خمینی(ره)
۱-بیانات مورخ 12شهریور 1341 در قم خطاب به یکی از طرفداران ایشان:
""...اگر دولت ایران رابطه خود را با کشور اسرائیل قطع کند ؛ آن وقت روحانیت ایران یکصدا برتحریکات کشور ها .... علیه حکومت شیعه ایران قیام خواهند نمود.
.......کسانی که به نام تجدد ؛ روحانیت را ضعیف میکنند توسعه فساد را دامن می زنند. ما با " اسرائیل " و " بهائی ها " نظر مخالف داریم و تا روزی که مسئولین امر ؛ دست از حمایت این دو طبقه برندارند؛ ما به مخالفت با آنها ادامه می دهیم....""(کتاب صحیفه نور ج1-ص77)
2-سخنرانی امام خمینی در مسجد اعظم قم – 12 اردیبهشت 1342
""".....وای براین مملکت ؛ وای براین هئیت حاکمه ! وای براین دنیا ! وای بر ما! وای براین علمای ساکت ! وای براین نجف ساکت ! این قم ساکت است. این تهران ساکت است . این مشهد ساکت ! این سکوت مرگبار اسباب این می شود که زیر چکمه های اسرائیل ؛ به دست همین بهائی هاا ؛ این مملکت ما ؛ این نوامیس ما ؛ پایمال شود ...... اگر همه علمای اسلام یک مطلبی را بگویند ؛ حالا که خطربر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است و حزب یهود-که همین حزب بهائیت است – این خطر که حالا نزدیک شده ؛ اگر آقایان ؛ علمای اعلام ؛ خطبا ؛ طلاب ؛ همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند........."" (کتاب صحیفه نور- ج1-ص 213 و 216)
3- سخنرانی امام خمینی برای گروهی از مردم همدان در شهر قم- 23 اردیبهشت 1342 :
"".......من از محبت شما متشکرم. سلام مرا به عموم مردم و روحانیون همدان برسانید و بگوئید دین شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است .
دولت شما می خواهد به دست بهائی ها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد . بدانید که دولت شما به دو هزار بهائی هریک پانصد دلار کرایه طیاره داده که به لندن بروند ؛ جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند....."" (صحیفه نور-ج1-ص277)
واکنش امام خمینی (ره) به نفوذ بهائیان در امور مملکتی
حضرت ایت الله خمینی(ره) در سالهای 1340 تا 1342 با دور اندیشی و ژرف نگری متوجه خطرات تصویب این قوانین شدند و با درک عمیق از نقشه های اسرائیل و با شناختی که از ماهیت و اهداف بهائیت داشتند با ایراد سخنرانی ها و یا ارسال نامه برای علمای بلاد ویا گفتگو و ملاقات با اشخاص و بعضی مقامات دولتی مبادرت به افشای توطئه های آمریکا ؛ اسرائیل و رژیم پهلوی نمودند.
ایشان در ارتباط با توطئه ها و نقشه های بهائیت ؛ برمحورهای زیر تاکید داشتند:
الف-ارتباط وپیوند اسرائیل و بهائیت
ب- زمینه سازی برای نفوذ بهائیان از طریق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی
ج- تاثیرپذیری انقلاب سفید شاهانه از تعلیمات بهائیت
د-خطرات به دست گرفتن حکومت پهلوی توسط بهائیان
ه-نفوذ بهائیت در رسانه های عمومی و فرهنگ جامعه ایران
و- همکاری و همگامی حکومت پهلوی برای تشکیل نخستین بیت العدل و تشکیلات رهبری جهانی بهائیان در شهر لندن با کمک دولت غاصب اسرائیل
اکنون بتدریج و با ارائه اسناد و مدارک متقن (مندرج در کتاب صحیفه نور) از واکنش های امام خمینی (ره) به جریان خطرناک بهائیت آشنا می شویم .
برنامه ریزی آمریکا برای گسترش نفوذ خود درایران با کمک اسرائیل و بهائیت
بدنبال کودتای 28 مرداد1332 و افزایش تدریجی آمریکائیان در ایران و تشکیل ساواک (1336)؛ برنامه رژیم برای اسلام زدائی جامعه ایران به شکل موذیانه و ظریفی در حال اجرا بود. دولت آمریکا با طرح نقشه ""اصل 4 ترومن"" که با عنوان ظاهری انجام اقدامات عمرانی و توسعه و پیشرفت دموکراسی در کشورهای جهان سوم طراحی شده بود ؛ قصد داشت بطرز موذیانه ای از نفوذ روحانیت بر جامعه بکاهد و بتدریج نقش اسلام بعنوان یک دین مترقی و استعمار ستیزرا از جامعه محو نماید.
به همین منظور دو طرح استعماری و ضد اسلامی تحت عناوین "انجمنهای ایالتی و ولایتی " و "اصلاحات سفید شاهانه ششم بهمن 1341" را با کمک عوامل خود در ایران پیاده نمود .
با توجه به مخالفت اصول و اهداف این دو طرح با اصول و مبانی اسلام و خطری که از اجرای آن متوجه کمرنگ شدن مبانی اسلام در جامعه احساس می شد ؛ روحانیت آگاه آن زمان به مخالفت با این دو طرح پرداخت و امام خمینی (ره) پیشگام این مبارزه گردیدند.خلاء حضور آیت الله بروجردی نیز فرصت مغتنمی را برای رژیم وابسته پهلوی فراهم کرده بود تا به اجرای نقشه های آمریکا بپردازد.
آمریکائیان نیز که با عمق دشمنی بهائیت با روحانیت پی برده برده بودند تشکیلات بهائیت را افراد مناسبی برای اجرای طرح های ضد اسلامی خود می دانستند در حمایت از بهائیان و بهره گیری از نفوذ آنان در تشکیلات حکومت پهلوی حساب ویژه ای باز کرده بودند.
در تاریخ 16 مهرماه 1341 جراید عصر تهران با تیتر درشت منعکس ساختند که "" طبق لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که در هئیت دولت به تصویب رسید و امروز منتشر شد به زنان حق رای داده شد.""
در متن تصویب نامه قید اسلام را از شرائط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برداشته و در مراسم سوگند به جای سوگند به قرآن و کتاب آسمانی از عبارت سوگند به امانت و صداقت نام برده شده بود.این قانون زمینه لازم برای دادن پستهای حساس بدست فرقه های مذهبی که نقش ستون پنجم را در کشورهای اسلامی بازی نموده بود؛ فراهم نموده و به بهانه شعار مترقی آزادی زنان در انتخابات می خواست حساسیت روحانیت شیعه را تحریک نموده و مردم را علیه آنان بشوراند و زمینه بی حجابی و حضور زنان غرب زده را در ارکان جامعه فراهم نماید.
از طرفی آمریکا با کمک علی امینی (نخست وزیر) قانون اصلاحات اراضی را در سال1340به تصویب دولت ایران رساندند و کندی رئیس جمهور آمریکا تصویب این قانون را به شاه تبریک گفت.تصویب این قانون و فریب دادن دهقانان ایرانی مقدمه تصویب اصول ششگانه " انقلاب سفید شاهانه"در ششم بهمن 1341شد.
حمایتهای رژیم غاصب اسرائیل از بهائیت-مقدمه 2
دهه 30 و40 شمسی مصادف است با استحکام دولت صهیونیست اسرائیل در سرزمین فلسطین و بهائیت در آن زمان با رهبری شوقی آفندی در مقر خود درخاک اسرائیل مشغول برنامه ریزی های چند ساله برای گسترش نفوذ خود در ایران بود . شوقی آفندی با کمک ایادیان آمریکائی و انگلیسی خود برنامه مفصلی برای بهائیت تدوین نمود که آنرا "برنامه دهساله" نامید . این برنامه برای سالهای 1953 تا 1963میلادی (1332 تا 1342)تنظیم شده بود.براساس این برنامه دهساله؛ حداکثر تلاش جامعه بهائیت برای تبلیغات بهائی گری و به انحراف کشاندن مسلمانان و تقویت تشکیلات بهائیت درایران و به چنگ در آوردن امکانات اقتصادی و تجاری و افزایش مراکز بهائی در کلیه نقاط ایران در نظر گرفته شده بود .از دیدگاه شوقی آفندی ؛ کشور ایران "مهد امرالله" می باشد و بایستی به مرکز اصلی بهائیت در دنیا تبدیل گردد.
اقامت شوقی در حیفای اسرائیل و حمایت های بیدریغ و رایگان اسرائیل از تشکیلات و اموال بهائیان در خاک اسرائیل ؛ فرصت مغتنمی برای ایجاد "خانه امن بهائیت " در اسرائیل را فراهم کرده بود.
شوقی آفندی در توقیعات مبارکه ؛ نوروز 101 بدیع می گوید:
"در ارض اقدس(اسرائیل) شعائر بهائیت بی پرده و حجاب اجرا می شود .......و معافیت مقامات بهائیت و توابع آن از مالیات های دولت اسرائیل از طرف اولیای امور تصویب گردید."
از عواملی که باعث می شد اسرائیل بیشتر به بهائیان روی خوش نشان دهد سرمایه گذاری بهائیان و جذب سرمایه های بزرگ آنان در اسرائیل بود که موجب شکوفائی اقتصادی این رژیم نامشروع می گردید.
از جمله می توان به تدفین رهبران بهائی در این کشور که هر ساله گروه کثیری از بهائیان را با سرمایه های کلان به آنجا می کشاند ؛ اشاره کرد.
از آن طرف گسترش نفوذ اسرائیل در داخل کشورهای اسلامی نیازمند افرادی بود که هیچگونه دشمنی و کینه ای نسبت به اسرائیل در دل نداشتند و این افراد کسانی بهتر از بهائیان نبودند که کینه عمیق و ذاتی نسبت به علما و روحانیت شیعه و مکتب تشیع در عمق جان آنان ریشه دوانده بود.
افزایش نفوذ بهائیان درایران در اوائل دهه 40 شمسی - مقدمه1
دوران حکومت پهلوی دوم را باید یکی از مناسبترین و مساعدترین ادوار رشد وگسترش سریع و شتاب آلود "بهائیت" در ایران نامید.بگونه ای که در هیچیک از قطعات تاریخ این سرزمین ؛ این فرقه ضاله نتوانست همچون این دوره به طور رها و آزاد در عرصه ها و صحنه های مختلف حاکمیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و قضائی این کشور به تاخت و تاز بپردازد و برهمه امور ایران سیطره یابد و از تمام امکانات و ابزارها و اهرمهای حکومت برای تحقق اهداف خود بهره برداری نماید .
اسناد و مدارک مسلم و قطعی و اعترافات عناصر وابسته به رژیم پهلوی ؛ به وضوح و صراحت از این واقعیت تلخ و انکار ناپذیر حکایت دارند که دستگاه ها و تشکیلات عریض و طویل حکومت شاه به طور کامل در چنبره قدرت بهائیان گرفتار آمده بود و عناصر اصلی این فرقه مخوف و معارض با اسلام و قرآن و استقلال و تمامیت ارضی ایران ؛ با ارتباط با "انگلیس" و "اسرائیل"و "امریکا"و در مسیر تحقق سیاست های شیطانی "اینتلجنت سرویس"و "موساد"و "سیا"در تمام تار و پود نظام سیاسی و حکومتی ایران رخنه کرده بودندو فرامین و برنامه ها و دستورالعمل های دیکته شده قدرتهای استعماری را به مرحله عمل در می آوردند و در کنار تلاش بی وقفه ای که برای تحقق اهداف و مقاصد اربابان خارجی خود داشتند ؛ تمام مراکز حساس اقتصادی را نیز تحت سیطره خویش در آورده بودند و از منافع قراوانی که به دست می آوردند ؛ به نشر و ترویج بهائیت و اجرای دستور العمل های صادره از "بیت العدل" مستقر در اسرائیل می پرداختند.
ارتشبد "حسین فردوست" که از مهره های مهم رژیم شاه و دربار محسوب می شدو درمناصب حساسی چون معاونت ساواک ؛ ریاست دفتر اطلاعات ویژه شاه و ریاست دفتربازرسی شاه خدمت می کرد؛ درباره تعامل تشکیلات بهائیان باحکومت شاه چنین میگوید:
"...... یکی از فرقه هایی که توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال می شد؛بهائیت بود.شعبه مربوط بولتن های نوبه ای (سه ماهه) تنظیم می کرد که یک نسخه ازآن ازطریق من (دفتر ویژه اطلاعات به اطلاع محمدرضا می رسید.این بولتن مفصل ترازبولتن فراماسونری بود. اما محمدرضا از تشکیلات بهائیت و به خصوص افراد بهائی درمقامات و مهم حساس مملکتی اطلاع کامل داشت و نسبت به آنان حسن ظن نشان می داد.اصول رضاخان نیز با بهائیت روابط حسنه داشت؛تا حدی را که اسدالله صنیعی را یک بهائی طرازاول بود؛آجودان مخصوص محمدرضا کرد.صنیعی بعدها بسیارمتنفذ شد و در زمان نخت وزیری علم و حسنعلی منصور و به خصوص هویدا به وزارت جنگ و ریاست خواربار ارتش رسید........ " (صفحه۳۷۶جلد۱کتاب ظهورو سقوط سلطنت پهلوی

