سخنرانی تاریخی حضرت امام خمینی (ره)در عصر عاشورای روز 13 خرداد 1342 در مدرسه فیضیه
.....اسرائیل نمىخواهد در این مملكت دانشمند باشد؛ اسرائیل نمىخواهد در این مملكت قرآن باشد؛ اسرائیل نمىخواهد در این مملكت علماى دین باشند؛ اسرائیل نمىخواهد در این مملكت احكام اسلام باشد.........
آقا، یك حقایقى در كار است، من باز سرم دارد درد مىگیرد؛ یك حقایقى در كار است. شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهاییها مراجعه كنید؛ در آنجا مىنویسد: تساوى حقوق زن و مرد، رأى عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت مىكنند. آقاى شاه هم نفهمیده مىرود بالاى
آنجا، مىگوید: تساوى حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق كردند كه بگویند بهایى هستى، كه من بگویم كافر است؛ بیرونت كنند. نكن اینطور؛ بدبخت! نكن اینطور. تعلیم اجبارى عمومى نظامى كردن زن، رأى عبدالبهاء است. آقا تقویمش موجود است، ببینید! شاه ندیده این را؟ اگر ندیده مؤاخذه كند از آنهایى كه دیدهاند و به این بیچاره تزریق كردهاند اینها را بگو. واللَّه، من شنیدهام كه سازمان امنیت در نظر دارد شاه را از نظر مردم بیندازد تا بیرونش كنند و لهذا مطالب را معلوم نیست به او برسانند. مطالب خیلى زیاد است، بیشتر از این معانى است كه شما تصور مىكنید. مملكت ما، دین ما، در معرض خطر است؛ شما هى بگویید كه «آقایان! نگویید: دین در معرض خطر است». ما كه نگفتیم دین در معرض خطر است، در معرض خطر نیست؟! ما اگر نگوییم شاه چطور است، چطور نیست؟ آقا یك كارى بكنید اینطور نباشد. همه چیز را گردن تو دارند مىگذارند. بیچاره! نمىدانى آن روزى كه یك صدایى در آمد، یك نفر از اینهایى كه با تو رفیق هستند، رفاقت ندارند. اینها همه رفیق دلارند؛ اینها دین ندارند؛ اینها وفا ندارند ..
تأثرات ما زیاد است؛ نه اینكه امروز عاشوراست و زیاد است، آن هم باید باشد، لكن این چیزى كه براى این ملت دارد پیش مىآید، این چیزى كه در شرف تكوین است، از آن تأثرمان زیاد است؛ مىترسیم.
انقلاب اسلامی و رسوائی فرقه بهائیت
|
نامه امام خمینی (ره) به هویدا
در این پست مطلب به سند دیگری از نقطه نظرات امام خمینی (ره) در خصوص عملکرد فرقه بهائیت و در زمان نخست وزیری هویدا می پردازیم.
این نامه گویای اهداف و نیات شخصی است بنام هویدا که در خانه بهائی و بهائی زاده بزرگ شد و تربیت یافت و با کمک ایادی صهیونیستی به بالاترین مقام اجرائی کشور یعنی نخست وزیری ایران رسید . اگرچه سعی میکرد بهائیت خود را آشکار نکندولی مفاد نامه اعتراض آمیز امام خمینی(ره)نشان می دهدکه چگونه این نامسلمان همان اهداف ضد اسلامی و استعماری بهائیت را در پناه حکومت ننگین پهلوی به اجرا در آورد:
«جناب آقاي هويدا! لازم است نصايحي به شماها بكنم و بعضي از گفتنيها را تذكر دهم چه مختار در پذيرش آن باشيد يا نه. در اين مدت طولاني كه به جرم مخالفت با مصونيت امريكاييها كه اساس استقلال كشور رادر هم شكست، از وطن دور هستم و بر خلاف قانون شرع و قانون اساسي در تبعيد به سر ميبرم مراقب مصيبتهايي كه به ملت مظلوم و بيپناه ايران وارد ميشود بودهام و از آنچه به اين ملت اصيل از ظلم دستگاه جبار ميگذرد كم و بيش مطلع شده و رنج بردهام. موجب كمال تأسف است كه نغمه ناموزون اصلاحات شماها تقريباً از حدود تبليغات راديو و روزنامههاي غير آزاد و بعضي نوشتههاي مشحون به گزافه تجاوز ننموده و هر روز بر فقر و بيچارگي ملت افزوده ميشود و ورشكستگي بازار و بازرگانان محترم روز افزون است.
نتيجه اين همه هياهو و تبليغات سرتاپا گزاف بازار سياه براي اجانب است و ملت را به حالت فقر و عقبافتادگي به اسم ملت مترقي نگهداشته است. حكومت پليسي غير قانوني شما و اسلاف شما به خواست آنان كه ميخواهند ملل شرق به حال عقبافتادگي باقي باشند حكومت قرون وسطائي، حكومت سرنيزه و زجر و حبس، حكومت اختناق وسلب آزادي، حكومت وحشت و قلدري است. به اسم مشروطيت بدترين شكل حكومت استبداد و خودسري و با نام اسلام بزرگترين ضربه به پيكر قرآن كريم و احكام آسماني است، با اسم تعاليم عالية اسلام يك يك احكام اسلام را زير پاي گذاشته و اگر خداي نخواسته فرصت يابيد خواهيد گذاشت و با گزافه دعوي تعالي و ترقي، كشور را به حال عقبافتادگي نگهداشتهايد. اينها حقايق تلخي است كه بايد دنيا را مطلع كنم و انگشت روي بعضي بگذارم تا آنها كه غافل هستند يا تغافل ميكنند احساس وظيفه كنند و از رياكاريها و سالوسبازيهاي شماها گول نخورند.
جشنهاي غير ملي كه به نفع شخصي در هر سال چندين مرتبه تشكيل ميشود و در هر مرتبه مصيبتهاي جان گداز براي اسلام و مسلمين و ملت فقير پا برهنة ايران ببار ميآورد، يكي از آنها است. با سر نيزه پليس از مردم بيچاره بيپناه خرجهاي گزاف آنها گرفته ميشود، يكي از جشنها كه من نميتوانم اسمي روي آن بگذارم جز هوس و شهوت و بازي با احساسات ملت، گفته ميشود چهار هزار ميليون ريال خرج شده است كه نصف آن از خزانه ملت و نصف ديگر بيواسطه از بازار و غيره با زورو ارعاب اخاذي شده، خون دل فقرا خرج نامجويي و خودكامگي است و تا اين ملت در اين حال است و به وظيفه خود و حقوق خود آشنا نشده است هر روز براي شماها عيد و شادي و براي ملت بدبختي و نكبت است. توأم با اين جشنهاي ناميمون آن قدر هتك نواميس مسلمين و اسلام بوده است كه قلم را عار است از ذكر آن.
شماها در كاخهاي مجللي كه در هر چند سال تغيير مكان داده و با ميليونها تومان خرجهاي گزاف كه تصورش براي ملت ممكن نيست نشستهايد و مخارج آن را از كيسه اين ملت بدبخت اخاذي نمودهايد و ناظر فقر و گرسنگي ملت و ورشكستگي بازار و بيكاري جوانان فارغالتحصيل هستيد، ناظر وضع اختلال فلاحت و زراعت، اختلال وضع بازار و تسلط اسرائيل بر شئون اقتصادي كشور بلكه به طوري كه گزارش دادهاند دخالت اسرائيل در فرهنگ ميباشيد. ناظر فقدان ضروريات اوليةزندگي در غالب دهات نزديك به مركز چه رسد به دهكدههاي دور افتاده از قبيل آب آشاميدني سالم، حمام و وسائل بهداشت هستيد. ناظر ترويج فساد اخلاق، سلب امانت و ديانت در اعماق دهكدهها هستيد. ناظر تشكيل صندوق به اسم تعاون و اخاذي و غارتگري مأمورين از دهقان گول خورده و پشيمان هستيد. بالاخره ناظر حبسها و ارعابها و تهديدهاي غير قانوني هستيد و در خوشي و عياشي و بازيهاي خجلتآور غوطهخورده و به قبرستاني كه نامش ايران است فاتحه ميخوانيد. چه طور وجدان خود را راضي ميكنيد براي حكومت زوگذر اين قدر چاپلوسي از اجانب كرده ذخائر ملت را به رايگان يا به مقداري ناچيز تسليم آنها نموده و ظلم وستم به زير دستان يعني ملت بدبخت ميكنيد؟ چرا راضي ميشويد حكومت خود و ملت خود و مملكت اسلام را عقبافتاده به دنيا معرفي كنيد؟ نقض قانون اساسي سند عقبافتادگي است. رفراندم غير قانوني و در عين حال قلابي سند عقبافتادگي است. آزاد نگذاشتن ملت براي انتخاب وكيل و نصب اشخاص معلومالحال به دستور ديگران بيدخالت ملت دليل ضعف و عقبافتادگي است. شماها ميدانيد اگر ملت سرنوشت خود را در دست بگيرد وضع شماها اين نحو نيست و بايد تا آخر كنار برويد. و اگر ده روز آزادي به گويندگان و نويسندگان بدهيد جرايم شما بر ملا خواهد شد. قدرت آزادي دادن نداريد الخائن خائف، سلب آزادي مطبوعات و ديكته كردن سازمان به اصطلاح امنيت سند عقبافتادگي است. هر چندي جشن گرفتن براي اموري كه در كشورهاي ديگر اسمي از آن نيست با تحميل خرجهاي كمرشكن به ملت، سند ديگري است. تسليم به خواستهاي دولت پوشالي اسرائيل و به خطر انداختن اقتصاد مملكت، سند ضعف و نوكري است و سند خيانت به اسلام و مسلمين است.
اعطاء مصونيت به اجانب سند بزرگ عقبافتادگي و بيحيثيتي و تسليم بيقيد و شرط است. شما ميدانيد با تصويب اين طرح چه خيانتي به اين مملكت و به اسلام كردهايد و چه ضربهاي به استقلال اين مملكت زدهايد. البته مخالف اين طرح، خائن و مستحق تبعيد است! آقاي هويدا نطقهاي اسفانگيري كه معالاسف طبع شده است متضمن بعضي اعترفاتست كه باساس استقلال كشور لطمه ميزند كه اينجانب از تذكرش عار دارم چرا جلوگيري از طبع و نشر اين كتابها نميكنيد؟ عمداً با حيثيت اين كشور بازي ميكنيد يا نميتوانيد با اين مغزهاي معيوب ادارك كنيد؟ آيا علماي اسلام كه حافظ استقلال و تماميت كشورهاي اسلامي هستند گناهي جز نصيحت دارند؟ يا حوزههاي علمي غير از خدمت به اسلام و مسلمين و كشورهاي اسلامي گناهي دارند؟
اجانب اينها را سد راه نفوذ خود ميدانند و به اضمحلال آنها كمر بسته و شماها مجري احكام ديگران و محكوم دلار هستيد. كوبيدن حوزههاي علميه و حمله مسلحانه به مدرسه فيضيه و صحن مطهر قم و كشتار دستهجمعي پانزده خرداد جز خدمت كوركورانه به صاحبان دلار چه اسمي دارد؟ فشار به مراجع اسلام و علماء اعلام و محصلين حوزههاي علميه و تاخت و تاز به دانشگاه جز خدمت به اجانب چه نتيجه داشت؟ آنها نميخواهند قرآن كريم و احكام آن حاكم بر ملل اسلام باشد تا ذخائر آنها را به يغما ببرند و كسي حرفي نزند و در عوض آنها را مصونيت دهد. آنها نميخواهند ما در بين ملت آزاد باشيم و گويندگان ما آزاد باشند و شماها معالاسف مأمور اجرا هستيد. مأمور چشم و گوش بسته. مأمور بيچون و چرا. شماها اگر دانش دوست هستيد چرا حمله وحشيانه به مراكز دانش ميكنيد؟ چرا مدرسه فيضيه و دانشگاه را به خاك و خون ميكشيد؟ چرا محصلين علوم دينيه را يك روز راحت نميگذاريد؟ چرا با دانشجويان در خارج و داخل اين نحوه معامله ميكنيد؟ آقاي هويدا من وظيفه دارم شماها را نصيحت كنم. شماها از اين ملت و در اين آب و خاك پرورش پيدا كرده و صاحب عناوين شدهايد.
اينقدر با حيثيت اين ملت بازي نكنيد. به جاي اين همه گزافه و جنجال، خدمتي به اين سر و پا برهنهها كنيد يا لااقل اينقدر با بهانههاي مختلف آنها را رنج ندهيد. از اين كسبه بيبضاعت اينقدر اخاذي نكنيد. اينقدر براي ارضاء شهوات ديگران به علماي ملت و محصلين و دانشجويان فشار نياوريد. با اسرائيل دشمن اسلام و مسلمين، آواره كننده بيش از يك ميليون مسلم بيپناه پيمان برادري نبنديد، عواطف مسلمين را جريحهدار نكنيد، دست اسرائيل و عمال خائن آن را به بازار مسلمين بيش از اين باز نكنيد، اقتصاد كشور را به خاطر اسرائيل و عمال آن به خطر نيندازيد؟ فرهنگ را فداي هوس آنها ننمائيد، از خداي بزرگ بترسيد، دخترهاي جوان گولخورده را به سربازخانهها نبريد، به نواميس مسلمين خيانت نكنيد، آيا اين حقيقت تلخ را كه قبلاً انكار كرديد و گويندة آن را مستحق تعقيب دانستيد حالا هم كه عمل كرديد انكار ميكنيد؟ آيا فجايع جشن بيست و پنجمين سال را و بيفرهنگيهايي كه در آن كرديد منكر هستيد؟ از قهر خدا بترسيد. از قهر ملت بهراسيد، با احكام خداي تعالي به نام مترقي بازي نكنيد؛ با اسم قرآن به احكام اسلام لطمه نزنيد، با حوزه دينيه به اسم سرباز وظيفه پوچ بيفايده و با خدمتگزاران به فرهنگ و ملت اين نحو سلوك وحشيانه نكنيد و بالاخره علماي امت را وادار نكنيد كه با شما به طور ديگر سلوك كنند. اينها شمهاي از فجايع شماها است نسبت به دين و دنياي ملت و گفتني زياد است، ميگويم شايد شماها متنبه شويد و به خود آييد. شايد مراجع اسلام و علماي اعلام و خطباء گرام احساس وظيفه كنند، شايد طبقه جوان و روشنفكر و اصناف مختلف بيدار شده احساس وظيفه كنند، شايد جوامع بشري و مدعيان بشردوستي احساس وظيفه كنند، شايد سازمان ملل و غير آن بيش از اين به نفع كشورهاي بزرگ راضي نشوند ملل ضعيف پايمال شوند. شايد هيأت حاكمه و دستگاه جبار تا دير نشده به خود آيند.
(ان ربك لباالمرصاد ـ والله من ورائهم محيط) و السلام علي من اتبع الهدي»
روحالله الموسوي الخميني
به نقل از: نهضت امام خميني،سيد حميد روحاني، ج 2، صص 219ـ 217.
منبع: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي
نامه منتشرنشده امام در خصوص خطر نفوذ فرقه ضاله بهائیت
اخیرا سایت خبری تابناک اقدام به انتشار دو نامه حضرت امام خمینی (ره)که تاکنون منتشر نشده است نموده است که ما به درج یکی از این نامه ها که نشانه نگرانی آن حضرت در مورد فرقه بهائیت می باشد می پردازیم .
خطاب نامه ها به آيتالله حاج سيدعبدالعلي آيتاللهي، نواده مجتهد بزرگ و برجسته لارستان فارس، مرحوم سيدعبدالحسين لاري است كه بيش از پنجاه سال است رهبري ديني و سياسي خطه لار را بر عهده دارد و محبوب خاص و عام و شيعه و سني اين منطقه است.
تاريخ اين نامه، 21 ربيع الثاني سال 1384 ق است.
اما نامه مهم كه امام خطاب به ايشان نوشتهاند، درباره مبارزه با فرقه بهائيت است كه در همه ايران به ويژه منطقه فارس فعال بود.
متن نامه امام كه براي نخستين بار انتشار مييابد، بدين شرح است:
«به عرض عالي ميرساند:
مرقوم محترم كه حاكي از سلامت وجود مبارك و مشتمل بر اظهار عواطف و تفقد از حالات اينجا بود، موجب تشكر گرديد. مطالبي را كه مرقوم فرموده بوديد صحيح بود. از توجه جنابعالي به مجاري امور متشكر شدم، لكن اينجانب با توجه به اين معاني هرچه براي حل مشكلات قضيه تأمل ميكنم، به حل آنها موفق نشدهام. شرحي به جناب آقاي آقا مجتبي [موسوی لاری]ـ دامت توفيقاته ـ تذكر دادم كه خدمت جناب مستطاب عالي عرض كنند. اگر به نظر شريف راهحلي پيدا شد، مرقوم فرماييد.
يك گرفتاري بسيار بزرگي كه خطر عظيم بنيانكن در پيش دارد، العياذ بالله تعالي، قضيه نفوذ فرقه ضاله بهائيت است كه در غالب تشكيلات، علي المحكي و المعروف، نفوذ دارند و روز به روز دامنهدارتر ميشود و من نميدانم عاقبت كار اينها به كجا ختم ميشود و من احتمال ميدهم آنها به همين زودي شروع به كار كند، به طور علن و با غفلت مسلمين ايجاد فتنه و خطر عظيم نمايند. پيامهاي شديدي اينجانب به اولياي امور در اين امر دادم و از طرف آنها انكار بليغ شده است، لكن اطمينان نميشود پيدا كرد.
حقير در فكر هستم كه بلكه به طوري بتوانيم از توسعه نفوذ آنها بكاهيم تا خداي متعال چه تقدير فرموده باشد.
جنابعالي اگر نظري داريد، مرقوم فرماييد متشكر ميشوم. »
اين نامه فاقد تاريخ است و منبع هر دو نامه زندگي و مبارزات آيتالله حاج سيد عبدالعلي آيتاللهي (مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1386) می باشد.
هشدار های امام خمینی(ره) نسبت به نفوذ بهائیان در رسانه های عمومی و فرهنگی جامعه ایران
تشکیلات بهائیت به منظور زمینه سازی فرهنگی برای گسترش افکار ضد اسلامی و حذف تدریجی احکام و عقاید اسلامی در جامعه به طور موذیانه ای مبادرت به نفوذ در ارکان فرهنگی جامعه و تسلط بر رسانه های گروهی نموده بود . بدین منظور در آستانه گسترش شبکه تلویزیونی ایران در اواخر دهه 30 شمسی و اوائل دهه 40 که همزمان با گسترش نفوذ امریکائیان و اسرائیلیها در جامعه ایران بود با کمک یکی از سران سرسپرده به صهیونیزم و بهائیت بنام "حبیب ثابت پاسال " که یک یهودی به ظاهر بهائی شده بود ؛ یکی از شبکه های مهم تلویزیون ملی ایران به نام شبکه 3 را در اختیار گرفته بود .
امام خمینی (ره) با درایت و تیز هوشی متوجه این توطئه شده و به کرات در خلال بیانات و حتی نامه نگاریهای حود به این مطالب اشاره نموده و به جامعه ایران و علمای بزرگوار هشدار می دادند. نمونه هائی از این هشدار ها در ذیل آورده شده است:
1-سخنرانی مورخ 20 اذر 1341 خطاب به رئیس شهربانی و رئیس ساواک قم:
"……دستگاه تبلیغاتی تلویزیون متعلق به یک دسته اقلیت منفور(بهائیت) است که گویا قرار است در تمام کشور توسعه پیدا نماید . صاحب آن (حبیب ثابت پاسال) ؛ علاوه بر اینکه اقتصاد مملکت ما را در دست گرفته ؛ کارخانه پپسی کولا یک کانون جاسوسی است. در تلویزیون قصد دارند نمایش زنان سابق و امروزی را در 17 دیماه (سالروز کشف حجاب رضا خانی در سال 1341شمسی )بدهند……خوب است آقایان به ادارات مرکزی خود گزارش دهند که مراسم 17 دی را بیش از آنچه که هست جلوه ندهند و مردمی که اعصابشان تحریک شده ؛ وسیله دستگاه تلویزیون بهائیها تهییج ننماید . دستگاه بهائیت و کارخانه پپسی کولا؛ دستگاه جاسوسی یهود فلسطین (اسرائیل)است……""
2- سخنرانی در جمع روحانیون و طلاب تهران مورخ 8تیر 1343در شهر قم:
"……. من در آخرین جلسه ملاقات دکتر صدر وزیر کشور گفتم :ما کاری به شما نداریم ؛ مشروط برآنکه شما هم کاری به دین ما نداشته باشید. ولی نه ؛ اینها کار دارند. منتها کم کم ؛ امروز بهائیت را در ادارات راه می دهند؛ و با یهودیها ارتباط برقرار می کنند و فردا می گویند اصلا دین باید از قانون الغا شود…………………"
3- سخنرانی مورخ 18 شهریور 1343 بمناسبت آغاز درس حوزه:
"……خدا می داند خیر شما را ما می خواهیم . خوب به ما هم یک دستگاه فرستنده بدهید ؛ اجازه بدهید مسلمین ؛ خودشان یک دستگاه فرستنده درست کنند. من ضامن می شوم که بر خلاف صلاح شما خیلی نباشد . بله ؛ برخلاف ارباب بزرگها هست و نمی گذارند. نخواهند گذاشت. اینجا باید بدتر از یهودی(ثابت پاسال)تلویزیون داشته باشدو هر طور دلش می خواهد تبلیغات کند لکن تبلیغات ما آزاد نیست. {میگویند}نمی شود ؛ این مرتجعین نباید حرف بزنند. آقا ؛ کجایش ارتجاع است؟………."
4- بیانات خطاب به علمای یزد مورخ اردیبهشت 1342:
"……آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه(بهائیت) است که حقیقتا عمال اسرائیل هستند……"
انتشار اخبار حضور بهائیان ایران در کنگره جهانی لندن با همکاری رژیم پهلوی در مطبوعات سال 1342
مجله اخبار امری (ارگان رسمی محفل ملی بهائیان ایران)مورخ اردیبهشت و خرداد1342ویژه نامه ای بمناسبت گردهمائی بهائیان در لندن منتشر نمود و در قسمتی از آن به انعکاس اجلاس لندن در مطبوعات آنروز ایران پرداخت .
مطالعه این بریده روزنامه ها نشان می دهد که چگونه اما م خمینی (ره)با درایت سیاسی و هوشمندی نسبت به اوضاع جاری مملکت متوجه توطئه مشترک بهائیت و رژیم پهلوی و اسرائیل برای تشکیل اولین هیات رهبری بهائیان شدند.
اخبار امری در بخش پایانی این مجله از قول مطبوعات ایران چنین می نویسند:
1-روزنامه هفتگی "دنیا " در شماره741 مورخ 7 اردیبهشت ماه 42 چنین می نویسد:
"""تا دیروز دو هزار نفر از زن و مرد ایرانی با هواپیماهای کامت شرکت هواپیمائی لبنان موسوم به میدل ایست رهسپار لندن شدند. دوهزار زن و مرد ایرانی وابسته بیکی از فرقه های مذهبی که از پانزده روز قبل را ه لندن را در پیش گرفتند.هر روز سه تا چهار هواپیما از فرودگاه مهر آباد تهران بر می خاست و از طریق بیروت راهی لندن می گردید.هرهواپیما گنجایش یکصد تا یکصد وبیست مسافر داشت و شرکت میدل ایست مبلغ قابل توجهی تخفیف منظور داشت و بهای بلیط دوسره (تهران –لندن –تهران )را مبلغ جهل هزار ریال می باشد فقط دو هزار و نهصد و هشتاد تومان دریافت نمود.
فرقه مذهبی مزبور روز هشتم اردیبهشت ماه در سالن رویال آلبرت هال اجتماع 15 هزار نفری خود را برپا می کند و این اجتماع بمنظور پایان برنامه ده ساله و تعیین راه و رویه آینده می باشد.بقیه شرکت کنندگان از اتباع کشور های مختلف بوده و البته تعداد ایرانیها بیش از سایر ممالک می باشد. ایرانی های مزبور از هشت ماه قبل تقاضای گذر نامه از اداره گذرنامه شهربانی کل نموده بودند و در طی این مدت گذرنامه همه درخواست کنندگان صادر و تسلیم شد.
مدت کنگره شش روزه بوده و دو هزار شرکت کننده ایرانی تا پایان اردیبهشت ماه به ایران مراجعت خواهند کرد ولی بلیط هواپیما برای مدت یکسال اعتبار خواهد داشت. تا دیروز در سالن فرودگاه مهرآباد موج می زد و هرکس وارد فرودگاه می شد متوجه اجتماع عظیم زن ومرد با قیافه های گوناگون میگردید که هریک دارای چند مشایعت کننده می باشند.
در فرودگاه لندن برای مسافرین ایرانی راهنمایان که بزبان انگلیسی آشنائی کامل دارند در نظر گرفته شده تا بین هتل های مختلف لندن تقسیم شوند. البته بانک مرکزی به هرمسافر ایرانی پانصد دلار بنرخ ارز دولتی فروخت. هر ایرانی در این سفر چند روزه به لندن با بهای بلیط در حدود هشتاد هزار ریال خرج خواهد داشت.
با مسافرت دو هزار ایرانی به انگلستان رکورد مسافرت اتباع ایرانی به آن کشور که مجموعآ در سال به هشتصد نفر نمی رسید شکسته شد. قرار است در این کنگره 9 نفر از کسانیکه از این به بعد باید فرقه مزبور را در تمام جهان اداره کند به پانزده هزار نفر شرکت کننده معرفی شوند . از 9 نفر مزبور سه نفر ایرانی و بقیه امریکائی و افریقائی می باشند . ایرانیهای مزبور که هفته گذشته انتخاب شدند عبارتند از :نخجوانی – دکتر حکیمی و هوشمند اعظم..........""""
2-روزنامه "صبح امروز"در شماره 62 خود چنین می نویسد:
"""" در جند روز اخیر عده ای از ایرانی ها وسیله هواپیما و اتومبیل و حتی اتوبوس عازم لندن شدند...... یک مقام مطلع می گفت اینها از پیروان مذهب (بها) هستند که برای شرکت در کنگره مذهبی به لندن می روند ...... مطلعی میگفت بیش از دو هزار از بهائیان ایران در کنفرانس اخیر (بهائی ها )در لندن شرکت کرده و تصمیماتی برای توسعه تبلیغاتی خود گرفته اند .یک ایرانی که اخیرا به تهران آمده میگفت امسال بهائی ها کنگره خود را در لندن بطور مفصل تشکیل داده بودند. کاخ مجللی را برای 7 شبانه روز اجاره کرده و مبلغ هنگفتی اجاره داده و از ایران دو هزار نفر شرکت داشتند که ریاست آنها با یک مقام بازنشسته بود.""""""
3-مجله هفتگی "خوشه " در شماره 10 خود مورخ 23 اردیبهشت 42 چنین می نویسد:
"""" نکته دیگر:بسیاری از خوانندگان گرامی اطلاع دارند که امسال جمع کثیری از بهائیان مقیم ایران برای شرکت در کنگره ای که درلندن تشکیل شده بود به لندن عزیمت کرده اند . ظاهرا بهائیان مقیم دنیا برای اشاعه کار خود برنامه ای بنام "فتح دهات " دارند و به این منظور هر دو سال ونیم یک بار چنین کنفرانسی را تشکیل میدهند. در کنفرانس اخیر که 12000 بهائی از سراسر دنیا شرکت کرده بودند 2200 نفر هم از ایران رفته اند که 1600 نفر آنها را شرکت هواپیمائی "میدل ایست " با تخفیف قابل ملاحظه ای حرکت داده و بقیه از راه زمین رفته اند
4-مجله هفتگی "روشنفکر" در شماره 504 خود مورخ اول خرداد 42 چنین می نویسد:
"""می گویند از طرف یکی از روحانیون نامه ای برای مک میلن نخست وزیر انگلستان ارسال شده و در آن به انعقاد کنگره یکی از فرقه های مذهبی در لندن اعتراض شده است.""
همکاری حکومت پهلوی برای تشکیل نخستین بیت العدل و تشکیلات جهانی بهائیان در شهر لندن با کمک اسرائیل
سخنرانی در شهر قم خطاب به علمای یزد در مورخ اردیبهشت 1342:![]()
"…….. از چیزهائی که سوءنیت دولت حاضر (اسدالله علم) را اثبات می کند ؛ تسهیلاتی است که برای مسافرت دو هزار یا بیشتر از فرقه ضاله قائل شده است ؛ و به هریک پانصد دلار ارز داده اند و قریب هزار و دویست تومان تخیف در بایط هواپیما داده اند ؛ به مقصد آنکه آن عده در محفلی که درلندن از آنها تشکیل می شود و صد در صد ضد اسلامی است شرکت کنند . در مقابل برای زیارت حجاج بیت الله الحرام چه مشکلاتی که ایجاد نمی کنند و چه اجحافات و خرج تراشی ها که نمی شود.
آقایان باید توجه فرمایند که بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه است که حقیقتاٌ عمال اسرائیل هستند…….."
سخنرانی در مسجد اعظم قم – مورخ 12 اردیبهشت 1342:![]()
"….. سکوت؛ امروز سکوت همراهی با دستگاه جبار است . نکنید سکوت. دوهزار بهائی را با پانصد دلار ارز به هریک ؛ و هزارو دویست تومان تخفیف هواپیما ؟! اینها در روزنامه دنیاست. یک شخصی به من گفت که معا مله ای کرده است شرکت نفت با ثابت پاسال (از سرمایه داران بهائی)و در این معامله تخفیفی داده است که بیست و پنج میلیون تومان در این تخفیف نفع برده است ؛ برای نفع این جمعیتی که فرستادند به لندن بر ضد اسلام . این وضع نفت ما ؛ این وضع ارز مملکت ما ؛ این وضع هواپیمائی ما ؛ این وضع وزیر ما ؛ این وضع همه ما ؛ سکوت کنیم باز ؟ هیچ حرف نزنیم ؟ حرف هم نزنیم ؟ ناله هم نکنیم ؟ خانه هایمان را خراب می کنند آخ هم نگوئیم ؟…...."
سخنرانی در جمع علمای همدان در شهر قم- مورخ 16 اردیبهشت 1342![]()
"...... سختگیری کردن و اجحاف نمودن به حجاج بیت الله الحرام ؛ و در مقابل وسائل فراهم نمودن و تسهیل نمودن برای مسافرت جند هزار نفر عمال اسرائیل به لندن برای توطئه بر ضد اسلام ؛ و به آنها اسم مذهب گذاشتن (چنانچه { در } بعضی روزنامه ها { ست }؛ که حتما تحت نظر سازمانهای دولتی و به دیکته آنهاست)یکی دیگر از نمونه های انحراف دستگاه جباراست . تخفیف در کرایه طیاره و به هر مسافری از فرقه ضاله پانصد دلار ارز دادن نمونه دیگری است......"
نامه خطاب به سید کاظم شاهنگیان- مورخ 20 اردیبهشت 1342![]()
"....لازم است جنابعالی متوجه باشید که اعمال ضد اسلامی دولت حاضر؛ خطر را نزدیک نموده است : اخیراٌ به دوهزار بهائی تذکره داده اند و به لندن رفتند و برای شرکت و به هریک پانصد دلار ارز و هزار و دویست تومان تخفیف در بلیط دادند. خدا می داند این مجلس ملعون چه مفاسدی برای اسلام و مذهب در بردارد. مردم را آگاه فرمائید. به علمای اعلام تذکر دهید و برای این امور فکری کنند......."
سخنرانی در جمع روحانیون و مردم همدان در شهر قم –مورخ 23 اردیبهشت 1342![]()
"......من از محبت شما متشکرم . سلام مرا به مردم و روحانیون همدان برسانید و بگوئید:دین شما در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است . دولت شما به دوهزار بهائی ؛ هریک پانصد دلار کرایه طیاره داده که به لندن بروند ؛ جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند . دولت شما در یک معامله فروش روغن و مواد نفتی از شرکت نفت به ثابت پاسال (سرمایه دار بهائی) ؛ پنج میلیون تومان استفاده رسانیده است که با این پول ؛ مخارج اعزام بهائیا به لندن و تبلیغات بهائی تامین بشود. به مردم بگوئید از مالیاتی که دولت شما از شما مسلمانها می گیرد ؛ این مخارج را میکند .........."
نامه خطاب به آیت الله سید هادی میلانی- مورخ 31اردیبهشت 1342
".....به عرض عالی می رساند..... همان نقشه شیطانی است برای تشکیل محفل ضد اسلامی در لندن به دست دولت خائن و دستگاه جبار و با دسترنج ملت فقیر مسلمان دو هزار نفر یا به قولی پنج هزار نفر از فرقه ضاله دست نشانده اسرائیل را با تشریفات و تسهیلات و تخفیف در بلیط و به هریک پانصد دلار ارز به محفل ضد اسلامی لندن اعزام می کند تا شرکت کنند در افکار ضد اسلامی و وطنی........
د- خطرات بدست گرفتن حکومت پهلوی توسط بهائیان
1-سخنرانی مورخ 18 شهریور1342در مسجد اعظم قم:
امام خمینی با اشاره به نقشه و توطئه بهائیان برای ترور ناصرالدین شاه در سال 126 ه.ق در حالیکه وی عازم نیاوران بود؛ فرمودند:
""...اینها عمال اسرائیل در ایران ؛ هرجا انگشت می گذاری می بینی که یکی ازاینهاست. مراکز حساس ؛ مراکز خطرناک؛ والله ,مراکز خطرناک برای تاج این آقا . ملتفت نیستند اینها. اینها(مقصود بهائیها)آنها بودند که در شمیران تهران توطئه کردند ناصرالدین شاه را بکشند؛ مملکت ایران را قبضه کنند . شما تاریخ را نگاه کنید.تاریخ که می دانید . در نیاوران توطئه کردند. در نیاوران چند نفر(بهائی) رفتند ناصرالدین شاه را ترور کنند .
و یک عده(بهائی)هم در تهران بودند که حکومت را قبضه کنند.اینها(بهائیان)حکومت را از خودشان می دانند. اینها در کتابهایشان نوشته اند؛ در مقالاتشان نوشته اند؛ حکومت مال ماست.باید یک سلطنت جدید (بهائی)به وجود آوریم؛ یک حکومت جدید (بهائی)به وجود آوریم؛ حکومت عدل (حکومت بیت العدل).همینهائی که یک همچو سو نظرها و سوء نیتهائی را دارند؛ ازدربار گرفته تا آن آخر مملکت ؛ از این اشخاص(بهائی)آنجا موجودند......""
امام خمینی (ره)سپس به خطر نفوذ بهائیان اشاره نموده و اظهار داشتند:
""...آقا بترسید از اینها(بهائیان و عمال صهیونیسم)؛ یک جانورهائی اند اینها. در یک وزارتخانه موجود است . من انگشت رویش گذاشتم پیش یکی از وزرا. گفت اینطور نیست. بعد شاهد برایش فرستادم که با سند نوشته بود که این جوری (بهائی )است. الان هم موجود است و من اسم کثیفش را نمی برم. در وزارتخانه موجود است . در ارتش موجود است . خوب ؛ ای ارتش محترم ! توی دهن اینها بزن . تو مسلمانی . صاحب منصبان ارتش ؛ خوب بسیارشان مردم خوبی هستند.......""
صحیفه نور –جلد 1- ص389
ج-تاثیر پذیری انقلاب سفید شاهانه از تعلیمات بهائیت
- امام خمینی در سخنرانی مفصل خود بمناسبت فرارسیدن عاشورای حسینی در تاریخ 13 خرداد در 1342در جمع کثیری از مردم عزادار درمدرسه فیضیه قم ایراد نمودندبه شرح مصائبی که از ناحیه حکومت شاه بر مردم وارد شده پرداختند. در قسمتی از این بیانات تحت عنوان " شاه تحت تاثیر بهائیها "فرمودند:
"" ...آقا یک حقایقی در کار است. من باز سرم دارد درد می گیردیک حقایقی در کار است . شما آقایان در تقویم دو سال پیش از این یا سه سال پیش از این بهائیها مراجعه کنید. در آنجا می نویسد :تساوی حقوق زن ومرد؛ رای عبدالبها است؛ آقایان از او تبعیت می کنند.
آقای شاه هم نفهمیده می رود بالای آنجا می گوید . تساوی حقوق زن ومرد. آقا ! این را به توتزریق کرده اند که بگویند بهائی هستی ؛ که من بگویم کافر است؛ نکن اینطور ؛ بدبخت ! نکن اینطور . تعلیم اجباری عمومی نظامی کردن زن ؛ رای عبدالبها است . آقا تقویمش موجود است ؛ ببنید ! شاه ندیده این را ؟ اگر ندیده مواخذه کند از آنهائی که دیده اند و به این بیچاره تزریق کرده اند اینها را بگو ........ مملکت ما ؛ دین ما؛ در معرض خطر است ........""
صحیفه نور –جلد 1- صفحه 247
2-11اردیبهشت 1342در گفتگو با علی نخعی:
"" .....مگر ما چه کرده بودیم که مستحق قلع و قمع علیل النفسهائی امثال ایشان باشیم ؟
ما موقعی که یقین پیدا کردیم که محافل لامذهب بهائیهای یهودی الاصل ایران و امریکا اراده
دارند در خواست تساوی حقوق زن و مرد را آلت تجاوز به حریم مذهب رسمی این مملکت قرار
دهند و دین اسلام را که موجب بقای استقلال ظاهری این ملک و ملت است ؛ تضعیف کنند ؛
دوستانه نامه هائی برای این دولت نوشتیم که مواظب باشند........""
ب- زمینه سازی برای نفوذ بهائیان از طریق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی
1- تلگراف امام خمینی به اسداله علم (نخست وزیر وقت)مورخ 15 آبان 1341:
"....اگرگمان کردید با زور چند روزه ؛ قرآن کریم را درعرض اوستای زرتشت ؛ انجیل و بعضی کتب ضاله (بهائیت) قرار داده و به خیال از رسمیت انداختن قرآن کریم ...... افتاده اید و کهنه پرستی را می خواهید تجدید کنید ؛ بسیار در اشتباه هستید . اگر گمان کردید با تصویبنامه غلط و مخالف قانون اساسی میشود پایه های قانون اساسی را که ضامن ملیت و استقلال مملکت است ؛ سست کرده و راه را برای دشمنان خائن به اسلام و ایران باز کرد ؛ بسیار در خطا هستید ""
2- بیانات مورخ 2 آذر 1341 خطاب به بازاریان تهران:
"... این قانونی را که میخواهند در مملکت شیوع بدهند ؛ درحزب آقای علم طرح شده ؛ و
آقای علم بدانند که مردم از پای نمی نشینند تا لایحه لغو شود ؛ و پس از تشکیل مجلس نیز ساکت نخواهند نشست....... دولت ؛ خوب است وظیفه خود را بداند ؛ ما زیر یک مشت کلیمی که خود را به صورت بهائی در آورده اند پایمال ننماید . ما به همان نحو که درروزنامه ها تصویب لایحه را نوشتند ؛ می خواهیم لغو آن را هم درج کنند...... (صحیفه نور – جلد 1- ص 103)
3- سخنرانی مورخ 9 آذر در حضور جمعی از اهالی تهران:
"....حالا دست دراز کرده اند به قران و نوامیس مسلمین . استان های این کشور را که باید مسلمانان حفظ و اداره نمایند . اینها می خواستند با تصویب لایحه های انجمن های ایالتی و ولایتی و الغای شرط اسلام از رای دهنده و انتخاب شونده ؛ مقدرات مسلمین را به دست غیر مسلمانان مانند یهودیهای بهائی بسپارند. اگر استان های این کشور به دست غیر مسلمان بیفتد چه بسا ممکن است از حلقوم خبیث آنان صدایی غیر از اسلام شنیده شود و آن روز است که خطرهای بزرگی متوجه می شود ؛ نه تنها اسلام و قرآن حفظ نخواهد شد ؛ بلکه تمام حیثیات شما خواهد رفت . اقتصادیات ؛ بازار ؛ ذخایر مملکت ؛ همه و همه خواهد رفت . ای مومنین بیدار باشید . اجانب به فکر از بین بردن ایران و کشور مسلمین افتاده اند . جزقرآن مانعی نمی بینند ..........مردم را متوجه کنید تا به دولت بگویند : ما حاضر نیستیم استان های این کشور تحت تصرف بهائی نما های یهود در آید . آگاه باشید خطر بزرگ و تکلیف مهم است . قرآن و دیانت اسلام بر مردم حقها دارد.
(صحیفه نور – جلد 1- ص 104)
الف- ارتباط و پیوند اسرائیل و بهائیت از نگاه امام خمینی(ره)
۱-بیانات مورخ 12شهریور 1341 در قم خطاب به یکی از طرفداران ایشان:
""...اگر دولت ایران رابطه خود را با کشور اسرائیل قطع کند ؛ آن وقت روحانیت ایران یکصدا برتحریکات کشور ها .... علیه حکومت شیعه ایران قیام خواهند نمود.
.......کسانی که به نام تجدد ؛ روحانیت را ضعیف میکنند توسعه فساد را دامن می زنند. ما با " اسرائیل " و " بهائی ها " نظر مخالف داریم و تا روزی که مسئولین امر ؛ دست از حمایت این دو طبقه برندارند؛ ما به مخالفت با آنها ادامه می دهیم....""(کتاب صحیفه نور ج1-ص77)
2-سخنرانی امام خمینی در مسجد اعظم قم – 12 اردیبهشت 1342
""".....وای براین مملکت ؛ وای براین هئیت حاکمه ! وای براین دنیا ! وای بر ما! وای براین علمای ساکت ! وای براین نجف ساکت ! این قم ساکت است. این تهران ساکت است . این مشهد ساکت ! این سکوت مرگبار اسباب این می شود که زیر چکمه های اسرائیل ؛ به دست همین بهائی هاا ؛ این مملکت ما ؛ این نوامیس ما ؛ پایمال شود ...... اگر همه علمای اسلام یک مطلبی را بگویند ؛ حالا که خطربر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است و حزب یهود-که همین حزب بهائیت است – این خطر که حالا نزدیک شده ؛ اگر آقایان ؛ علمای اعلام ؛ خطبا ؛ طلاب ؛ همه با هم همصدا بگویند که آقا ما نمی خواهیم که یهود بر مقدرات مملکت ما حکومت کند........."" (کتاب صحیفه نور- ج1-ص 213 و 216)
3- سخنرانی امام خمینی برای گروهی از مردم همدان در شهر قم- 23 اردیبهشت 1342 :
"".......من از محبت شما متشکرم. سلام مرا به عموم مردم و روحانیون همدان برسانید و بگوئید دین شما مردم مسلمان در معرض مخاطره و هجوم قرار گرفته است .
دولت شما می خواهد به دست بهائی ها و اسرائیلیها شما را از بین ببرد . بدانید که دولت شما به دو هزار بهائی هریک پانصد دلار کرایه طیاره داده که به لندن بروند ؛ جمع شوند و علیه قرآن و پیغمبر شما تصمیم بگیرند....."" (صحیفه نور-ج1-ص277)
واکنش امام خمینی (ره) به نفوذ بهائیان در امور مملکتی
حضرت ایت الله خمینی(ره) در سالهای 1340 تا 1342 با دور اندیشی و ژرف نگری متوجه خطرات تصویب این قوانین شدند و با درک عمیق از نقشه های اسرائیل و با شناختی که از ماهیت و اهداف بهائیت داشتند با ایراد سخنرانی ها و یا ارسال نامه برای علمای بلاد ویا گفتگو و ملاقات با اشخاص و بعضی مقامات دولتی مبادرت به افشای توطئه های آمریکا ؛ اسرائیل و رژیم پهلوی نمودند.
ایشان در ارتباط با توطئه ها و نقشه های بهائیت ؛ برمحورهای زیر تاکید داشتند:
الف-ارتباط وپیوند اسرائیل و بهائیت
ب- زمینه سازی برای نفوذ بهائیان از طریق قانون انجمن های ایالتی و ولایتی
ج- تاثیرپذیری انقلاب سفید شاهانه از تعلیمات بهائیت
د-خطرات به دست گرفتن حکومت پهلوی توسط بهائیان
ه-نفوذ بهائیت در رسانه های عمومی و فرهنگ جامعه ایران
و- همکاری و همگامی حکومت پهلوی برای تشکیل نخستین بیت العدل و تشکیلات رهبری جهانی بهائیان در شهر لندن با کمک دولت غاصب اسرائیل
اکنون بتدریج و با ارائه اسناد و مدارک متقن (مندرج در کتاب صحیفه نور) از واکنش های امام خمینی (ره) به جریان خطرناک بهائیت آشنا می شویم .
برنامه ریزی آمریکا برای گسترش نفوذ خود درایران با کمک اسرائیل و بهائیت
بدنبال کودتای 28 مرداد1332 و افزایش تدریجی آمریکائیان در ایران و تشکیل ساواک (1336)؛ برنامه رژیم برای اسلام زدائی جامعه ایران به شکل موذیانه و ظریفی در حال اجرا بود. دولت آمریکا با طرح نقشه ""اصل 4 ترومن"" که با عنوان ظاهری انجام اقدامات عمرانی و توسعه و پیشرفت دموکراسی در کشورهای جهان سوم طراحی شده بود ؛ قصد داشت بطرز موذیانه ای از نفوذ روحانیت بر جامعه بکاهد و بتدریج نقش اسلام بعنوان یک دین مترقی و استعمار ستیزرا از جامعه محو نماید.
به همین منظور دو طرح استعماری و ضد اسلامی تحت عناوین "انجمنهای ایالتی و ولایتی " و "اصلاحات سفید شاهانه ششم بهمن 1341" را با کمک عوامل خود در ایران پیاده نمود .
با توجه به مخالفت اصول و اهداف این دو طرح با اصول و مبانی اسلام و خطری که از اجرای آن متوجه کمرنگ شدن مبانی اسلام در جامعه احساس می شد ؛ روحانیت آگاه آن زمان به مخالفت با این دو طرح پرداخت و امام خمینی (ره) پیشگام این مبارزه گردیدند.خلاء حضور آیت الله بروجردی نیز فرصت مغتنمی را برای رژیم وابسته پهلوی فراهم کرده بود تا به اجرای نقشه های آمریکا بپردازد.
آمریکائیان نیز که با عمق دشمنی بهائیت با روحانیت پی برده برده بودند تشکیلات بهائیت را افراد مناسبی برای اجرای طرح های ضد اسلامی خود می دانستند در حمایت از بهائیان و بهره گیری از نفوذ آنان در تشکیلات حکومت پهلوی حساب ویژه ای باز کرده بودند.
در تاریخ 16 مهرماه 1341 جراید عصر تهران با تیتر درشت منعکس ساختند که "" طبق لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که در هئیت دولت به تصویب رسید و امروز منتشر شد به زنان حق رای داده شد.""
در متن تصویب نامه قید اسلام را از شرائط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان برداشته و در مراسم سوگند به جای سوگند به قرآن و کتاب آسمانی از عبارت سوگند به امانت و صداقت نام برده شده بود.این قانون زمینه لازم برای دادن پستهای حساس بدست فرقه های مذهبی که نقش ستون پنجم را در کشورهای اسلامی بازی نموده بود؛ فراهم نموده و به بهانه شعار مترقی آزادی زنان در انتخابات می خواست حساسیت روحانیت شیعه را تحریک نموده و مردم را علیه آنان بشوراند و زمینه بی حجابی و حضور زنان غرب زده را در ارکان جامعه فراهم نماید.
از طرفی آمریکا با کمک علی امینی (نخست وزیر) قانون اصلاحات اراضی را در سال1340به تصویب دولت ایران رساندند و کندی رئیس جمهور آمریکا تصویب این قانون را به شاه تبریک گفت.تصویب این قانون و فریب دادن دهقانان ایرانی مقدمه تصویب اصول ششگانه " انقلاب سفید شاهانه"در ششم بهمن 1341شد.
حمایتهای رژیم غاصب اسرائیل از بهائیت-مقدمه 2
دهه 30 و40 شمسی مصادف است با استحکام دولت صهیونیست اسرائیل در سرزمین فلسطین و بهائیت در آن زمان با رهبری شوقی آفندی در مقر خود درخاک اسرائیل مشغول برنامه ریزی های چند ساله برای گسترش نفوذ خود در ایران بود . شوقی آفندی با کمک ایادیان آمریکائی و انگلیسی خود برنامه مفصلی برای بهائیت تدوین نمود که آنرا "برنامه دهساله" نامید . این برنامه برای سالهای 1953 تا 1963میلادی (1332 تا 1342)تنظیم شده بود.براساس این برنامه دهساله؛ حداکثر تلاش جامعه بهائیت برای تبلیغات بهائی گری و به انحراف کشاندن مسلمانان و تقویت تشکیلات بهائیت درایران و به چنگ در آوردن امکانات اقتصادی و تجاری و افزایش مراکز بهائی در کلیه نقاط ایران در نظر گرفته شده بود .از دیدگاه شوقی آفندی ؛ کشور ایران "مهد امرالله" می باشد و بایستی به مرکز اصلی بهائیت در دنیا تبدیل گردد.
اقامت شوقی در حیفای اسرائیل و حمایت های بیدریغ و رایگان اسرائیل از تشکیلات و اموال بهائیان در خاک اسرائیل ؛ فرصت مغتنمی برای ایجاد "خانه امن بهائیت " در اسرائیل را فراهم کرده بود.
شوقی آفندی در توقیعات مبارکه ؛ نوروز 101 بدیع می گوید:
"در ارض اقدس(اسرائیل) شعائر بهائیت بی پرده و حجاب اجرا می شود .......و معافیت مقامات بهائیت و توابع آن از مالیات های دولت اسرائیل از طرف اولیای امور تصویب گردید."
از عواملی که باعث می شد اسرائیل بیشتر به بهائیان روی خوش نشان دهد سرمایه گذاری بهائیان و جذب سرمایه های بزرگ آنان در اسرائیل بود که موجب شکوفائی اقتصادی این رژیم نامشروع می گردید.
از جمله می توان به تدفین رهبران بهائی در این کشور که هر ساله گروه کثیری از بهائیان را با سرمایه های کلان به آنجا می کشاند ؛ اشاره کرد.
از آن طرف گسترش نفوذ اسرائیل در داخل کشورهای اسلامی نیازمند افرادی بود که هیچگونه دشمنی و کینه ای نسبت به اسرائیل در دل نداشتند و این افراد کسانی بهتر از بهائیان نبودند که کینه عمیق و ذاتی نسبت به علما و روحانیت شیعه و مکتب تشیع در عمق جان آنان ریشه دوانده بود.
افزایش نفوذ بهائیان درایران در اوائل دهه 40 شمسی - مقدمه1
دوران حکومت پهلوی دوم را باید یکی از مناسبترین و مساعدترین ادوار رشد وگسترش سریع و شتاب آلود "بهائیت" در ایران نامید.بگونه ای که در هیچیک از قطعات تاریخ این سرزمین ؛ این فرقه ضاله نتوانست همچون این دوره به طور رها و آزاد در عرصه ها و صحنه های مختلف حاکمیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و قضائی این کشور به تاخت و تاز بپردازد و برهمه امور ایران سیطره یابد و از تمام امکانات و ابزارها و اهرمهای حکومت برای تحقق اهداف خود بهره برداری نماید .
اسناد و مدارک مسلم و قطعی و اعترافات عناصر وابسته به رژیم پهلوی ؛ به وضوح و صراحت از این واقعیت تلخ و انکار ناپذیر حکایت دارند که دستگاه ها و تشکیلات عریض و طویل حکومت شاه به طور کامل در چنبره قدرت بهائیان گرفتار آمده بود و عناصر اصلی این فرقه مخوف و معارض با اسلام و قرآن و استقلال و تمامیت ارضی ایران ؛ با ارتباط با "انگلیس" و "اسرائیل"و "امریکا"و در مسیر تحقق سیاست های شیطانی "اینتلجنت سرویس"و "موساد"و "سیا"در تمام تار و پود نظام سیاسی و حکومتی ایران رخنه کرده بودندو فرامین و برنامه ها و دستورالعمل های دیکته شده قدرتهای استعماری را به مرحله عمل در می آوردند و در کنار تلاش بی وقفه ای که برای تحقق اهداف و مقاصد اربابان خارجی خود داشتند ؛ تمام مراکز حساس اقتصادی را نیز تحت سیطره خویش در آورده بودند و از منافع قراوانی که به دست می آوردند ؛ به نشر و ترویج بهائیت و اجرای دستور العمل های صادره از "بیت العدل" مستقر در اسرائیل می پرداختند.
ارتشبد "حسین فردوست" که از مهره های مهم رژیم شاه و دربار محسوب می شدو درمناصب حساسی چون معاونت ساواک ؛ ریاست دفتر اطلاعات ویژه شاه و ریاست دفتربازرسی شاه خدمت می کرد؛ درباره تعامل تشکیلات بهائیان باحکومت شاه چنین میگوید:
"...... یکی از فرقه هایی که توسط اداره کل سوم ساواک با دقت دنبال می شد؛بهائیت بود.شعبه مربوط بولتن های نوبه ای (سه ماهه) تنظیم می کرد که یک نسخه ازآن ازطریق من (دفتر ویژه اطلاعات به اطلاع محمدرضا می رسید.این بولتن مفصل ترازبولتن فراماسونری بود. اما محمدرضا از تشکیلات بهائیت و به خصوص افراد بهائی درمقامات و مهم حساس مملکتی اطلاع کامل داشت و نسبت به آنان حسن ظن نشان می داد.اصول رضاخان نیز با بهائیت روابط حسنه داشت؛تا حدی را که اسدالله صنیعی را یک بهائی طرازاول بود؛آجودان مخصوص محمدرضا کرد.صنیعی بعدها بسیارمتنفذ شد و در زمان نخت وزیری علم و حسنعلی منصور و به خصوص هویدا به وزارت جنگ و ریاست خواربار ارتش رسید........ " (صفحه۳۷۶جلد۱کتاب ظهورو سقوط سلطنت پهلوی
برنامه ریزی های تبلیغی بهائیت در دهه های 20و 30 شمسی
اشاره کردیم که یکی از عوامل تقویت و اتحاد نیروهای مذهبی مبارزه با بهائیت بود که از
همان شهریور 1320به این سو آغاز شد. این مبارزه؛ افزون بر آن که مذهبی ها را متشکل تر می کرد ؛روی ادبیات دینی این دوره نیز تاثیر زیادی داشت.شاید اولین اشاره ها در این باره ؛ مطالبی است که در سال 1323 در مجله آیین اسلام انتشار یافته و برای مثال ؛ از تعدادی بهائی یاد شده که در زاهدان کتاب های اسلامی را می سوزانند و به جای آن "کتب قصص خارجی و کتب ضاله" را در انظار منتشر می کنند.و باز در همین نشریه پس از نقل مقاله ای درباره نفوذ بهائیت در جهرم می نویسد:"بعد از شهریور 1320 طغیان بهائی ها در ایران بیشتر شده و در دوایر دولتی پست های حساسی را اشغال نموده و به تبلیغات خود ادامه می دهند"
طرف خطاب شاکیانی که از شهرها مبادرت به فرستادن این قبیل نامه ها و تلگراف ها می کردند ؛ مقامات دولتی ؛ علمای تهران و شهرستانها و اندکی پس از استحکام مرجعیت آیت الله بروجردی ؛ شخص ایشان بود . مرحوم حجت الاسلام فلسفی در خاطرات خود به تفصیل به شرح فعالیت بهائیان و مبارزه مذهبی ها با آنان پرداخته است . در واقع هراس مردم متدین از آن بود که بهائیان آزادانه وارد دستگاه اداری و آموزشی کشور شده و حتی به دربار نیز نزدیک شده اند. بهائیان در این دوره ؛ راه موفقیت خود را نفوذ در دستگاه اداری کشور می دانستند و از هیچ کوششی در این مسیر فرو گذار نبودند این موضوع مورد تائید اکثر مورخین معاصر میباشدو دقت در نقشه های تبلیغی بهائیت نیز موید همین موضوع است ؛ البته آیت الله بروجردی آن را دریافته بود وبا شدّت به مقابله با این نقشه پلید می پرداخت. طبیعی بود که آنان با استفاده از موقعیت به دست آمده و نفوذ در ادارات مختلف ؛ به ویژه آموزش و پرورش ؛ بهتر می توانستند به کار تبلیغ بهائیت بپردازند. در شکایتی که در آن زمان از مردم نهاوند رسیده با اسم و مشخصات ؛ نام بهائیانی که رئیس بانک ملی ؛ متصدی انحصار تریاک ؛ بازرس دخانیات و معلم بوده اند ؛ درج شده است.
طی سال 1325 به بعد سیل شکایات از شهرهای مختلف درباره نفوذ بهائی ها به دست آیت الله برجردی و مسئولان دولتی می رسید و ایشان در هر فرصت با دادن تذکراتی به دولتی ها ؛ می کوشید تا از نفوذ آنان جلوگیری کند . یکبار آیت الله بروجردی در 28 شهریور 1328 ضمن نامه ای به آقای فلسفی نوشت که (( ایجاد نفوذ و تقویت این فرقه از روی عمد و قصد است نه خطا و سهو و تظاهراتی که نادرأ (از سوی دولت) شود برعلیه آنان مشاهده می شود؛ فقط و فقط تظاهر و اغفال حقیقت است نه حقیقت )).
شرائط اجتماعی سالهای 1320 شمسی
با شکست دیکتاتوری رضا شاه و تبعید وی در 25 شهریور 1320 شمسی ؛ مردم ایران که طی یک دوره شانزده ساله –بلکه بیست ساله – در غفلت تجدد فرو رفته و آن را با کابوس های وحشتناک استبداد پشت سر گذاشته بود؛ یکباره بیدار شده و خود را از استبداد شاهی آزاد و رها دیدند .در تمام مدت؛ مبارزانی وجود داشتند که با آفریدن حماسه هایی مانند قیام مسجد گوهرشاد؛چراغ مقاومت را روشن نگاه داشتند ؛ اما توده مردم در روند رو به رشد تجددو در گمان رسیدن به بهشت مدرنیسم؛ به خوابی عمیق فرو رفته بودند. در این میان ؛ دین و تبلیغات دینی پیش از همه درتنگنا قرار گرفته بود؛ زیرا از سوی مشاوران شاه ؛ دین؛ بعنوان یک پدیده کهنه و پوسیده تلقی می شد ؛ پدیده ای که مانعی بزرگی سر راه تجدد به حساب می آمد.
فرار رضا شاه و به دنبال ان در هم ریختن نظام استبدادی و گسستن نظام ارتش و امنیه و شهربانی ؛ و هم چنین اوضاع نابسامان و پریشان ناشی از آغاز جنگ جهانی دوم ؛ زمینه ای را برای آزاد شدن مردم از قید وبندی که شانزده سال تمام گرفتارش بودند؛فراهم کرد.
در فضای نسبتاً آزاد جدید؛ گروه ها و احزاب زیادی از دل مردم یا با حمایت روس ها و انگلیسی ها که تهران را اشغال کرده بودند. شکل گرفت . گروه هایی که در هر کدام مرام و آرمان خاصی داشتند و برای ترویج آن میان مردم تلاش می کردند. زمانی که در سال 1323 روند شکست آلمان ها آغاز شد و کنفرانس تهران برای تصمیم گیری جهت انتقال نیرو از طرف ایران بسوی شوروی در دفاع از این کشور در برابر تهاجم آلمان با شرکت استالین ؛چرچیل و روزلت تشکیل شد ؛(27نوامبرتا اول دسامبر1943/5-9 آذر1322) اوضاع ایران نابسامان بود . پس از آن نیز؛ برای مدتی ایران با حرکت تجزیه طلبانه فرقه دمکرات آذربایجان روبرو بود تا آنکه شورش پیشه وری در آذر سال 1325 سرکوب شد و آرامش نسبی بر ایران حکمفرما گردید.
اندکی بعد؛ در سال 1327 شاه جوان( محمد رضا پهلوی )؛ که از یک سوٌقصد جان سالم بدر برده بود ؛ با بهانه قرار دادن این اقدام ؛ بر آن شد تا بر اوضاع مسلط گردد و روش استبدادی پدرش را بنوعی دیگر زنده کند . اما کشته شدن هژیر(نخست وزیر) در آبان سال 1328 آن هم به دست یک گروه اسلامی؛ راه را برای انتخابات نیمه آزاد مجلس شانزدهم فراهم کرد . در این دوره بحث نفت بالا گرفت؛ اما به مانع رزم آرا(نخست وزیر) برخورد کرد. ترور رزم آرا که به توصیه اعضای برجسته جبهه ملی و به دست فدائیان اسلام رخ داد؛ راه را برای ملی شدن نفت باز کرد . جبهه ملی به قدرت رسید؛ دکتر مصدق نخست وزیر شد ؛ و صنعت نفت ملی گردید.
از اواخر سال 1329 تا 28 مرداد1332 ایران تجربه یک دوره آزاد را پشت سر گذاشت؛ اما به دلایلی نتوانست ازآن بهره برداری مناسب کند . با اوج گرفتن اختلاف میان جناح هایی که هرکدام سهمی در برپایی دولت ملی داشتند و با هدف دست یابی به قدرت یا جلوگیری از استبداد ؛ در براندازی نظام مشارکت کرده بودند ؛ راه برای کودتای 28 مرداد هموار شد .
بدین ترتیب استبدادی که از زمان رضاخان با تکیه بر نسلی از روشنفکران متجدد معتقد به مدرنیزه کردن کشور از طریق زور پا گرفته بود ؛ بار دیگر استقرار یافت . طی این سالها؛ چند دسته از جریان های سیاسی –فکری وابسته به نحله های مختلف ، در صحنه سیاست و فرهنگ ایران پدید آمد .این گروه ها عبارت بودند از نیروهای مذهبی گروه های مارکسیستی و گروه های ملی و فرقه بهائیت.
بی تردید دوره رضاخان؛ دوره َ مبارزه با مذهب و از میان بردن سنت ها و نهادهای مدنی دینی مانند حوزه های علمیه و مرجعیت شیعه بوده است . دورانی که با فشار و استبداد رضاخان؛ تمام حوزه های علمیه تعطیل شده و افراد معدودی اجازه یافتند تا در کسوت روحانیت بمانند.این فشارها؛ در قالب های تبلیغی و اجرائی؛ بطور عمده از سوی دستگاه رضاخان دنبال می شد که نوعی نگرش روشنفکری مستبدانه را مبنای کارش قرار داده بود.
با رفتن رضاخان؛ مذهبی ها بیش از دیگران خشنود گشته ؛ طبل شادی را به صدا در آوردند. آنان در تمام دوره استبداد روشنفکری رضا خائن؛ نفس هایشان را در سینه حبس کرده بودند و اکنون با رفتن رضاخان ؛ گویی چون کبوتری از قفس ازاد گشته ؛ به پرواز در آمدند .طبعاَ افزون بر احیای مراسم سنتَی روضه خوانی و سوگواری و جشن و سرور مذهبی؛ می بایست به فعالیت مذهبی ودینی نیز می پرداختند .
آن زمان متَدینین اگاه می بایست به دو کار مهم می پرداختند :نخست جدال با آثار سوء بر جا مانده از مبارزه با مذهب از دوره رضاخانی که با انواع حیله ها بر ضد مذهب تبلیغ شده بود . دوم مقابله با بی دینی که به تناسب دشواری هایی که وجود داشت؛ چهار جهت را می توان در آن روند جدی تر دانست:
الف-مبارزه با کسروی
ب-مبارزه برای حجاب
ج- مبارزه با مارکسیسم
د- مبارزه با بهائیت:
بالا گرفتن فعالیت بهائیت در شعله ور کردن انگیزه های دینی در جامعه ایران تاثیر استواری داشت . در اصل ؛ سیر مبارزهَ با بهائیت را باید از زمان پدید آمدن این فرقه در ایران جستجو کرد . طی یک قرن آثار زیادی دررد این فرقه پدید آمد و این مبارزه تا دوره رضاخان نیز ادامه داشت . (نمونه ان کتابچه کوچک "چهار شب جمعه " است که درسال 1313 ش فراهم آمده و حاصل چند مناظره میان یک مسلمان –بنام جلال درَی- و یک بهایی است). نمونه دیگر آن انجمنی بود که آیت الله سید ابوالحسن طالقانی-پدر آیت الله طالقانی- با پدر مهندس بازرگان برای مبارزه با بهائیت و مبلغان مسیحی ایجاد کرده بودند . اما آنچه که به بحث ما مربوط می شود ؛ اوج گرفتن این مبارزه از سال 1323 به بعد است که صورت سیاسی نیز بخود می گیرد . یعنی مبارزه با بهائیت به نوعی مبارزه با حکومت و اجزای آن تلقی می شود؛چرا که برخی از چهره های حکومت ؛ متهم به داشتن گرایش های بهائی گری بودند و از جانب حکومت نیز هیچگونه مخالفتی با حضور و نفوذ آنان در نظام اداری و حکومتی و حتی نظامی رژیم مشاهده نمی شد. این نفوذ بگونه ای تشدید شده بود که عناصر بهائی با فراغبال از موفقیت شغلی خویش برای تقویت تبلیغات بهائی گری سوَاستفاده می کردند.
مقدمه
-
-
حضرت آیت الله خمینی(ره) این چهره درخشان روحانیت و شخصیت ممتاز و برجسته ضد استبدادی و ضد استعماری از سنین جوانی گام در راه مبارزه با انحرافات فکری و عقیدتی و سیاسی که برعلیه اسلام و تشیع شکل گرفته بود، گذاشتند.
-
ایشان بخوبی به نقشه های پشت پرده حوادث و جریانات مملکت پی برده و به طرح خطرناک استعمار خارجی و استبداد داخلی در کنار گذاشتن روحانیت و کم رنگ نمودن عقاید اسلامی برای فراهم شدن زمینه تسلط براین مملکت و سایر ممالک اسلامی آگاه بودند و هر زمان که اقتضا می کرد دست به افشاگری علیه این جریانات خطر ناک میزدند.
-
هنگامی که ایشان احساس کردند احمد کسروی با مطرح نمودن"پاکدینی" در صدد استحاله فرهنگ ایران از اسلام برآمده و از طرف دیگر "وهابیت" به بنیانها فکری تشیع حمله نموده است در سنین جوانی کتاب "کشف الاسرار "را به رشته تحریر در آوردند و درآن سالهای 1320 به پاسخگوئی به شبهات فرقه ضاله بهائیت هم پرداختند. سخن را کوتاه نموده وبه عنوان شاهد مثال به قسمتی از بیانات ایشان که در مرداد ماه 1356 و در استانه اوج گیری نهضت اسلامی مردم ایران ایراد شده است می پردازیم:
-
-
" اسلام و مذهب مقدس جعفری سدّی است در مقابل اجانب و عمّال دست نشانده انها ، جه راستی و چه چپی،و روحانیت که حافظ آن است سدّی است که با وجود آن اجانب نمی توانند به نحوی که دلخواه آنان است ،با کشورهای اسلامی وخصوصا با کشور ایران رفتار کنند. لهذا قرنهاست که با نیرنگهای مختلف برای شکستن این سدّ نقشه می کشند.گاهی از راه مسلط کردن عمّال خبیث خود بر کشورهای اسلامی و گاهی از راه ایجاد"مذاهب باطله:و ترویج بابیت و بهائیت و وهابیت و گاهی از طریق احزاب انحرافی. "
-
بیاری خداوند تلاش خواهیم کرد با پیگیری سرفصلهای زیر به بررسی تاریخچه نفوذ بهائیت در ایران و واکنشهای حضرت امام خمینی(ره) به این جریان خطر ناک بپردازیم :
-
-
دور اندیشی امام خمینی در مبارزه با مکاتب انحرافی
-
شرایط اجتماعی سالهای دهه 1320شمسی
-
برنامه ریزی تبلیغی بهائیت در دهه های 20 و 30 شمسی
- واکنش روحانیت به تبلیغات بهائیت
-
افزایش نفوذ بهائیان در اوائل دهه 40 شمسی
-
واکنش امام خمینی به نفوذ بهائیان دراداره امور مملکتی
جامعه ایرانی با پیروی از فرقه بهائیت نه تنها از این حرکت خروشان مردم ایران فاصله گرفته ، بلکه برخی از ایادی آنان با دژخیمان رژیم پهلوی در تقویت حکومت شاه و سرکوبی تظاهرات مردمی همکاری موثری بعهده داشتند. سال 57 با تشدید مخالفت ها و اعتراضات مردمی که امواج سهمگین آن سلطنت پهلوی را به لرزه در می آورد خبر از وقوع انقلابی عظیم به رهبری امام خمینی (ره) داد لذا رهبران تشکیلاتی این فرقه احساس خطر کردندو با خروج از ایران به دامان سرکردگان غربی خود پناه بردند. تیمسار دکتر ایادی پزشک بهائی شاه از کسانی بود که قبل از شاه ایران را ترک کرد و به دنبال او کسانی نظیر دکتر شاپور راسخ و پرویز ثابتی (رئیس اداره امنیتی ساواک ) و دهها سرهنگ و ارتشی بهائی که عموما از اعضای محافل ملی و یا محلی بهائیان ایرا ن بوده و از عناصر مهم بهائیت در ایران محسوب می شدند فرار را بر قرار ترجیح دادند و آنان که ماندند به ادامه نقش مخرب و منافقانه خود ادامه دادند. 

